خیرى را که آتش دوزخ در پى بود خیر نتوان به حساب آورد ، و شرّى را که پس آن بهشت بود ، شرّ نتوان وصف کرد . هر نعمتى جز بهشت خوارست ، و هر بلایى جز آتش دوزخ عافیت به شمار . [نهج البلاغه]
امروز: شنبه 15 تیر 1387

با سلام. اخیرا با وبلاگ پارسی بلاگ مسجد وکلیسا اشنا شدم. مناسب دیدم که شما هم حتما به آن سر بزنید: http://kelisavamasjed.parsiblog.com


خصوصا بخش پاسخ به شبهات درباره مسیحیت که بسیار جالب بود...: http://kelisavamasjed.parsiblog.com/Archive28392.htm


 نوشته شده توسط محقق در جمعه 17/12/1386 و ساعت 2:24 صبح | نظرات دیگران()

                                                    کتاب مقدس طنز برای جذب جوانان به مسیحیت!


مردی وارد شهر می شود ، غریب است اما دارای نیرویی فراطبیعی است و چونان شبح ... او آماده است تا دنیا به پیشواز او برود و از او حمایت کند .... سیاه چرده و دمدمی مزاج ، با این حال او کارهای خارق العاده ای انجام می دهد ....


             


شاید باورش سخت باشد اما اینها بخشهایی از یک کتاب مقدس با قالب طنز است که در انگلستان منتشر شده است .  این کتاب مقدس در بخش عهد جدید به ابعاد مختلف زندگی حضرت مسیح می پردازد و چهره ی بزرگان مسیحیت را در قالبی طنز آمیز و کمدی به تصویر می کشد. این کتاب مقدس مانگا نامیده می شود و این نام بازگشت به یک طنز پرداز برجسته و نام آور ژاپنی به این نام دارد .  شایان ذکر است که ریاست کلیسای انگلستان عالیجناب روان ویلیامز موافقت خود را با محتوای این کتاب مقدس اعلام نموده است و اظهار داشته : « این کتاب مقدس ، پیام خداوند را در قالبی جدید و با شیوه ای متفاوت ارائه می دهد »  اکینسکیو تدوین کننده ی این اثر می گوید : « من مسیح را یک سوپر من واقعی می دانم »  نویسنده ، هدف خود از پرداختن به این اثر نو را ترغیب جوانان به مطالعه ی کتاب مقدس و بازگشت آنان به سوی دین بیان نموده است .  گفتنی است که کتاب مقدس نوین تا کنون بیش از سی هزار نسخه فروش داشته است .  این کتاب مقدس دارای دویست صفحه است و مورد استقبال کلیسای انگلیکن واقع شده است و از آن به نسخه ای دلپذیر و زیبا یاد کرده اند .  این اولین باری نیست که کلیساهای مسیحی به فکر ارائه ی قالبی نو از کتاب مقدس افتاده اند ؛ پیش از این و در سال 2005 نیز کتاب مقدسی مختصر در انگلستان چاپ شد که طبق ادعای ناشرین ، فقط در صد دقیقه قابل مطالعه بود تا جوانان را بتواند به خود جذب کند .  کلیسای انگلیکن با بحران بی توجهی جوانان به اعمال دینی مواجه است و مسئولین این کلیسا ، در پی یافتن راهکاری برای جذب جوانان و نسل جدید به امور دینی هستند ./ منبع: http://rahemasih.com


 نوشته شده توسط محقق در جمعه 17/12/1386 و ساعت 2:16 صبح | نظرات دیگران()

دو زن مسلمان شده ی اسپانیایی از اسلام می گویند... 


خبرگزاری لاوانگوئاردیای اسپانیا در تیترهای روز 20 فوریه به گزارشی از دو بانوی اسپانایی مسلمان شده پرداخت. بانو لائورا دیاز 32 ساله و بانو ماری بورس 27 ساله دو زن تازه مسلمان شده ی اسپانیایی از ایالت خود مختار کاتالونیا در مصاحبه با خبرنگاران اظهار داشتند: ما بر پایه ی اعتقادات خود به دین اسلام روی آوردیم و این مسئله در زندگی شخصی و حرفه‌ای ما تاثیر گذار بوده است. لائورا دیاز با بیان اینکه اسلام هرگز برایش محدودیتی ایجاد نکرده می گوید : اسلام برای من زندگی جدیدی است و اطمینان دارم که زن در دین اسلام تابع نیست.  جوامع مسیحی و یهودی در جهان وجود دارند که بسیار مرد سالار هستند ، اما در مورد اسلام چشم‌ها بسته شده است.  اسلام زور گویی در مورد مذهب را ممنوع اعلام کرده و من از استقلال کامل برخوردار هستم. ماری بورس نیز اظهار داشت : اسلام حقوق بسیاری برای زن در نظر گرفته و ضمن اینکه تفاوت بین زن و مرد قایل شده، اما هرگز زنان را از حقوقشان محروم نکرده است. ماری و لائورا می‌گویند که اخیرا زنان بسیاری وجود دارند که در ایالت کاتالونیا اسپانیا به اسلام رو آورده‌اند و به این خاطر تصمیم دارند انجمن زنان مسلمان کاتالان را تشکیل دهند./ منبع: http://rahemasih.com


 نوشته شده توسط محقق در جمعه 17/12/1386 و ساعت 2:9 صبح | نظرات دیگران()

کلیسای ایرلند : انجیل نمی تواند پاسخگوی نیازهای روز باشد 


کلیسای ایرلند اعلام کرد که درباره موضوعاتی از اعتقادات مسیحی دچار بحران شده ایم چرا که نمی توانیم تعالیم سنتی مسیحیت را با دنیای مدرن تطبیق نمائیم.به گزارش خبرگزاری راه مسیح ، بل فست تلگراف به نقل از رهبران کلیسای پرسبیتری ایرلند نوشت : ما نمی توانیم راهی را بیابیم که به همه مردم بقبولانیم که مسائل سنتی و امور مدرن را با هم عمل نمایند. چرا که نمی توانیم یک استاندارد واحد برای هر دوی اینها پیدا کنیم که تلفیقی از هر دو باشد. این کلیسا یکی از این موضوعات غیر قابل تلفیق را مساله ازدواج کشیشان دانست و مسائل جنسی را بعنوان یکی از مسائل لاینحل این کلیسا برای پیروانش قلمداد کرد. کلیسا این مشکل را باعث دگرگونی بسیاری از سنت های مسیحی دانسته است که همه مردم نمی توانند در دنیای مدرن به نوعی به آنها پایبند بمانند. یکی دیگر از مشکلات این کلیسا این است که بنا بر قانون سال 1973 زنان می توانند به درجه کشیشی نائل گردند اما طبق دیگر قوانین کشیشان مرد نمی توانند به زنان اجازه اجرای مراسم مذهبی را بدهند. در انجیلی که بیش از 2000 سال قدمت دارد آیاتی وجود دارد که شما را قادر می سازد بعضی از کارها را انجام دهید اما امروزه این کارها متروک شده است. این سوال همیشه مطرح است که زوج های جوان چگونه می توانند فرزندان خود را به گونه ای تربیت کنند که عضو فعال و معتقد کلیسا بشوند در حالی که اگر اینچنین شد فرزندانشان نمی توانند در آینده ازدواج نمایند. به نظر می رسد یکی از دلایل گریز مردم از بسیاری از کلیساهای غربی ، مساله ی ممنوعیت ازدواج باشد . بسیاری از والدین از تصور اینکه فرزند آنان در آینده از ازدواج و تشکیل خانواده سر باز زند ترجیح می دهند از تربیت دینی جوانان و سوق آنان به سوی کلیسا صرف نظر کنند./منبع: http://rahemasih.com


 نوشته شده توسط محقق در جمعه 17/12/1386 و ساعت 2:6 صبح | نظرات دیگران()

 نوشته شده توسط محقق در سه‏شنبه 22/8/1386 و ساعت 5:52 صبح | نظرات دیگران()



آشنایی با چند تن از مستبصران(اسلام آورندگان) اندیشمند مسیحی و دلایل اسلام آوردن انها


بسم الله النور، بسم الله الرحمن الرحیم


بسیارند اندیشه وران نامدار و متفکری که از مسیحیت به اسلام گرویده اند.اینان پس از مدتی تدبر و مطالعه در آموزه های اسلام آن را به عنوان دین رهایی بخش و عاقلانه و عاشقانه پذیرفته اند.دلایل آنها را در چند گزینه می توان  خلاصه کرد: عقل ستیز بودن تثلیث مسیحی(سه خدا گرایی، سه اقنوم پرستی)، همراه بودن مسیحیت با سحر و کهانت و رازهای بسیار، عدم استناد محکم  انجیل، پربودن کتاب مقدس از تناقضات و ابهامات و نسبت های ناروا به ائلیای الهی، میراث غنی عرفان حماسی اسلامی و فرار از رهبانیت سکولار مسیحی، قوت آموزه های کلامی اسلامی، عمق معنایی و عقلی سنت های اسلامی، اجتهاد (خصوصا اجازه اجتهاد روشمند شیعی به تمام متفکرین مسلمان)، غنای عقلی-عرفانی قرآن و سادگی آن، حقیقت روشن اسلام، ژرف‏نگری و تعادل و منطق دین وشیوه زندگی اسلامی، جامعیت احکام و عقاید دین اسلام، ممزوج بودن دین و سیاست در اسلام، زدگی ار روشهای مادیگرایانه و ارزشهای اومانیستی غربی، ماهیت جهان شمولی فلسفه اسلامی، سیره و اخلاق ناب محمدی(صلی الله علیه و آله وسلم) ،شجاعت و فصاحت و خردورزی علوی(علیه السلام)، ایثار وفداکاری و حکمت حسینی(علیه السلام)، حکمت و مدیریت و ساست صادقانه امام خمینی(قدس سره الشریف)، ظلم ستیزی اسلام انقلابی مهدوی، پیروزی باور نکردنی انقلاب اسلامی ایران در برابر شرق و غرب کاملا مسلح و دارای امکانات وسیع، آگاه بخشی اسلام ناب و مبارزه با استحمار و استعمار و استثمار بشریت، جو معنوی و خالصانه اجتماعات دینی مسلمانان، مبارزه اسلام ناب با امپریالیسم رسانه ای و فرهنگی و نظامی، شیوه مباحثه آزادنه مسلمانان در عقاید دینی، دعوت به علم آموزی در اسلام و... . جالب است که این خصوصیات بیشتر در مذهب شیعه اثنی عشری یافت می شود و بسیاری از این مستبصرین به تشیع گرویده اند که در متن می اید. در این متن افرادی چون پروفسور حامد الگار آمریکایی و پروفسور روژه گارودی فرانسوی و کت استیونس (یوسف اسلام، خواننده شهیر انگلیسی) و هزاران اندیشمند دیگر مسلمان شده مورد بحث قرار نگرفته اند...


پرفسور هانرى کربن  شرق شناس وفیلسوف و نویسنده مشهور فرانسوی(Henri Corbin)


پروفسور هانرى کربن شرق شناس مشهور فرانسوى از جمله اروپائیانى است که در طى زندگى خود با حکمت شرقى آشنا شد، و به دنبال مطالعات و تحقیقات چند ساله خود به اسلام و ائمه اطهار(علیهم السلام) تمایل قلبى و یقین عینى و عقلانى پیدا کرد.وى پس از چندى که با حکمت اشراق سهروردى آشنا شد توجه ویژه اى به ایران شیعى پیدا نمود چنان که از غرب و هایدیگر و استاد خود لویى ماسینیون دور شد. هانرى کربن در سال 1945 به ایران آمد و شاگرد علامه سید محمد حسین طباطبایی، فیلسوف صدرایی معاصر شد.


او به علت علاقه وافر خود به حکمت و عرفان ایرانى به تأسیس بخش ایرانشناسى فرانسه در مرکز انجمن ایران و فرانسه پرداخت، هدف وى از ایجاد چنین مرکزى انتقال میراث عرفانى ایرانى به تمام علاقه مندان در غرب بود، وى در طى سالهایى که در ایران به سر مى برد با اندیشمندان شیعه به بحث و تبادل آراء و نظرات پرداخت و در 1324 هـ ش به دین مبین اسلام گرویده، شیعه اثنى عشرى را پذیرفته و از جمله نجات یافتگان شد.


 http://www.al-shia.com/html/far/4khavar/moshref/moshref6.htm


 فیلسوف بزرگ معاصرعبدالواحد یحیى (رنه گنون)


عبدالواحد یحیى در پانزدهم نوامبر 1886 در شهر بلوئیس فرانسه به دنیا آمد.پدران او کاتولیک و فرانسوى بودند.تحصیلات ابتدایى را نزد خاله خود که معلم بود گذراند و آموزش متوسطه را نیز در مدرسه اى دینى به انجام رساند در سال 1902 م به عنوان دانشجوى بلاغت شروع به تحصیل کرد.امّا در سال 1903 م تصمیم گرفت در رشته فلسفه ادامه تحصیل دهد و در همان سال موفق شد گواهینامه فلسفه و ادبیات را اخذ کند.او به علت بیمارى از رشته ریاضى انصراف داده و به تحقیق در نظرات مکتب روح گرایان جدید متمایل شد و توسط یکى از دوستانش با رهبران یک جمعیت سرّى که با علوم باطنى و پنهان مشغول بودند آشنا شد در سال 1908 م دبیر کنگریه فراماسونرى و روح گرایى شد و توسط عالم مالکى و شیخ الازهر در سال 1912 م به اسلام گروید.سر انجام در هفتم ژانویه 1951 م از دنیا رفت.روز بعد بر اساس وصیت وى در مسجد سیدنا حسین(ع) بر جازه اش نماز خواندند و آنگاه پیکرش را در حومه کوه مقدم در گورستان درّ اسه به خاک سپردند.


 http://www.al-shia.com/html/far/4khavar/moshref/yahya.htm


 فیلسو ف و نویسنده بلندمرتبه معاصر، فریتیوف شوان (Schuon Frithjof)


فریتیوف شوان (1) امروزه بزرگترین عرضه‏کننده آموزه‏هاى سنتى یا آن چیزى است که حکمت‏خالده یا کلیه نیز خوانده مى‏شود.آثارش، که بیشتر در اصل به زبان فرانسه نوشته شده است، به اکثر زبانهاى اروپایى بویژه انگلیسى، و نیز به اکثر زبانهاى کشورهاى اسلامى، مثل عربى، فارسى، مالایایى و اردو برگردانده شده و یکى از کتابهایش اصلا در هند منتشر شده است.تفکر او نه تنها در هر دو طرف اقیانوس اطلس بلکه در سرتاسر جهان، از مالزى تا مراکش، از جنوب آفریقا تا برزیل، از جمله اروپا و امریکاى شمالى شناخته شده است.با این حال، درباره زندگى این برجسته‏ترین معلم معنوى و عالم مابعدالطبیعه چیز چندانى نمى‏دانیم.او ترجیح داده که دور از چشم مردمان باشد، در عین حال که بیش از نیم قرن است که آن حکمت‏سرمدى یا خالده را، که در قلب هر دین معتبرى نهفته است و انسانها در طول قرنها و میلیونها سال که از حیات انسان مى‏گذرد با آن زندگى کرده و مرده‏اند، با روشى بى‏نظیر روشن کرده است.


گرچه با گذر سالها آثارش مخاطبان بیشتر و خوش‏فهم‏ترى پیدا کرده است، اما شوان شخصا برکنار و دور از دسترس مداقه عامه قرار گرفته و ترجیح داده تا چیزى درباره خویش ننویسد و همواره آنان را که علاقمند به زندگى‏اش بوده‏اند به پیامش آن گونه که در دستاورد غنى‏اش به صورت کتاب و مقالات آمده ارجاع داده است.بنابراین فراهم آوردن زندگى‏نامه‏اى مفصل از این حکیم آسان نیست.


فریتیوف شوان در 1907 در شهر بازل (2) سوئیس در خانواده‏اى آلمانى زاده شد.پدرش موسیقیدان بود و او در حال و هوایى هنرى پرورش یافت.در محیط خانه علاوه بر موسیقى، هنرهاى دیگر بویژه ادبیات مورد توجه بود و در این مرحله از زندگى‏اش بود که این استاد آینده مابعدالطبیعه و مطالعات تطبیقى ادیان، نه تنها با ادبیات اروپایى، بلکه با ادبیات شرقى‏اى که در آن زمان به صورت ترجمه در دسترس بود آشنا گشت.


اولین سالهاى زندگى شوان در بازل سپرى شد و همان‏جا به مدرسه ابتدایى رفت.پس از مرگ پدرش همراه مادرش که اهل آلزاس (3) بود به فرانسه رفت و به تابعیت آنجا درآمد.از این رو توانست‏بر زبان فرانسه و آلمانى مسلط شود و به همین دلیل است که او در عین حال که زبان‏مادرى‏اش آلمانى بود و اولین کتابش، ( Leitgedanken zur Urbesinnung ) و نیز دو جلد کتاب شعر روز و شب و سولامیت (4) به زبان آلمانى نوشته شد، همه کتابهاى بعدى‏اش را به زبان فرانسه نوشت.دستاورد ادبى‏اش در واقع یادآور هم‏وطنش مایستر اکهارت (5) است که هم به آلمانى و هم به لاتین، کتاب مى‏نوشت.انسان مى‏تواند در شیوه نوشتن و تفکر شوان، ویژگى مابعدالطبیعى زبان آلمانى و وضوح زبان لاتین را ببیند که به خوبى در زبان فرانسه منعکس شده است.زبان فرانسه مهم‏ترین عامل انتقال میراث لاتین به تمدن اروپایى بوده است.


شوان به نحو شاخصى، شاگردى پیش‏رس بود; چرا که در اوان جوانى آثار عمده فلسفه آلمان را خوانده و درک کرده بود.بعلاوه، در خردسالى با آثار کلاسیک فلسفه غربى، بویژه گفتگوهاى افلاطون و نیز برخى از آثار کلاسیک مابعدالطبیعه و معنویت‏شرقى آن‏گونه که در بهگودگیتا (6) و اوپانیشادها (7) آمده است آشنا گشت.نیز در همین سنین جوانى بود که آثار رنه گنون (8) را کشف کرد; همان کسى که مقدر بود که بعدها در هنگام حیاتش با او ملاقات کند و بیانش از معرفت‏سنتى را به صورتى بى‏سابقه ادامه و گسترش دهد.برخلاف آنچه از طریق این منابع مى‏آموخت، دوره تحصیلات آموزشى سخت و خشک در مدرسه که هم درذات و هم در روش ضد سنتى بود، چیز بیشترى براى عرضه به شوان نداشت و به همین دلیل وى در شانزده سالگى مدرسه را ترک کرد و طبع خود را در طراحى آزمود.او به هنر بازگشت که از کودکى بدان عشق مى‏ورزید، اما هنوز در آن به مهارتى دست نیافته بود.این فعالیت نمایانگر آغاز زندگى هنرى اوست که سالها به موازات فعالیت عقلى ادامه یافت.زیرا شوان در عین حال که عالمى مابعدالطبیعى است، نقاش و شاعرى برجسته نیز هست.


کمى پس از این دوره فعالیت هنرى، شوان به ارتش فرانسه پیوست و یک سال و نیم در آنجا خدمت کرد.با پایان یافتن خدمتش، در پاریس رحل اقامت افکند و کارش را در طراحى ادامه داد.در عین حال شروع به آموختن زبان عربى در مسجد پاریس کرد و توانست‏ به تجربه دست اول هنر اسلامى و دیگر صورتهاى غیر غربى هنر، که همیشه بدانها عشق مى‏ورزید و آن همه صفحات درخشان را در سالهاى بعد درباره آنها نوشت، دست‏یابد.موزه‏هاى غنى پاریس این امکان را فراهم آوردند تا او از صورتهاى گوناگون هنر سنتى، از جمله هنر ژاپن که عمیقا آن را مى‏ستود، مطلع شود.


پاریس این امکان را هم برایش فراهم کرد که بیشتر با جنبه عقلى جهانهاى سنتى گوناگون آشنا شود، پیش از آن که در 1932 عازم اولین سفرش به چنان جهانى شود.در آن سال او از الجزایر دیدن کرد که مانند مراکش، در آن زمان هنوز شاهدى بر حضور پویاى زندگى سنتى بود.در آنجا، شوان اولین مواجهه مستقیمش را با جهان اسلامى تجربه کرد و توانست‏ به معرفتى عمیق از سنت اسلامى، از درون دست‏یابد.این معرفت نه تنها شامل هنر و تفکر اسلام بود، بلکه بویژه شامل بعد باطنى سنت اسلامى یا عرفان اسلامى مى‏شد.شوان بعدا حقایق عرفان اسلامى را به روشى خیره‏کننده، بر جهان غرب آشکار کرد.در آنجا توانست‏برخى از نمایندگان مهم زنده عرفان اسلامى، از جمله یکى از بزرگترین چهره‏هاى عرفان اسلامى معاصر، شیخ احمد العلوى، را هم ملاقات کند.برخى از زیباترین اشعار آلمانى شوان منعکس‏کننده تاثیرات عمیق این سفر بر اوست که نه تنها سفرى ظاهرى، که سفرى معنوى نیز بود.


شوان به اروپا برگشت; همان جا که تواناییهاى معنوى و عقلى‏اش در اولین مقالاتش آشکار شدند.در 1935 به شمال آفریقا بازگشت و این بار نه تنها از الجزایر، بلکه از مراکش نیز دیدن کرد.در 1938 براى سومین بار به شمال آفریقا سفر کرد.این بار به مصر رفت و با رنه گنون ملاقات کرد و سالها با او مکاتبه داشت.یک سال بعد شوان تصمیم گرفت از هند دیدن کند; کشورى که سنتهاى حکمى‏اش از جوانى او را مجذوب کرده بود.یک بار دیگر در مصر توقف کرد و دوباره اوقاتى را با رنه‏گنون گذراند.آنگاه به هند رفت; هرچند که به خاطر بروز جنگ جهانى دوم نتوانست زیاد در آنجا بماند.


در نتیجه مجبور به بازگشت‏به فرانسه شد تا به ارتش فرانسه بپیوندد و در جنگ شرکت کند.سربازان آلمان او را دستگیر و زندانى کردند.اندکى بعد آلمانها تصمیم گرفتند زندانیهاى آلزاسى‏الاصل را داخل ارتش آلمان کنند.شوان که فهمید به زودى باید در خط مقدم، به نفع آلمان بجنگد فرار کرد و به سوئیس رفت و در نهایت در همان جا ساکن شد و حتى تابعیت‏سوئیس را پذیرفت.


چهل سال بعدى زندگى شوان در سوئیس اکثرا در لوزان سپرى گشت.در آنجا بود که در 1949 با یک خانم سوئیسى‏آلمانى ازدواج کرد که تربیتى فرانسوى داشت.این خانم عمیقا علاقمند به مابعدالطبیعه و دین و نیز نقاشى بود.آنان همراه با هم گاه به گاه به مناطق دست نخورده آلپ سفر مى‏کردند; همان جا که شوان بیش از هر زمان دیگرى در زندگى‏اش شکوه و زیبایى طبیعت‏بکر را تجربه کرد.آنان به دیگر کشورهاى اروپایى و نیز به مراکش سفر کردند.بعلاوه، در 1968 از خانه باکره مقدس نزدیک افسوس (9) در ترکیه دیدن کردند.


در لوزان بود که شوان مهم‏ترین آثار عمده خود را به رشته تحریر درآورد.اولین کتابش به زبان فرانسه، وحدت (10) متعالى ادیان بود.این اثر بى‏درنگ او را یک حکیم و عالم مابعدالطبیعى بى‏نظیر و معنوى‏ترین شارح آموزه‏هاى سنتى معرفى کرد.شوان با این‏که از منظر عامه دور بود، کسانى که مجذوب زندگى باطنى و حکمت‏خالده بودند او را تا حد بسیار زیادى شناختند.بسیارى از چهره‏هاى فکرى برجسته شرق و غرب براى دیدار با او به خانه‏اش که مشرف به دریاچه ژنو (11) بود مى‏آمدند; در عین حال که او مکاتبات وسیعى با مراجع معتبر و سالکان معنوى قسمتهاى مختلف جهان داشت.


شوان همواره عشق زیادى به سرخپوستان شمال آمریکا، بویژه آنان که ساکن دشتها بودند، احساس مى‏کرد.چرا که اصالت و شکوه سنت ازلى را در آنان مى‏دید.در 1959 به اتفاق همسرش براى اولین بار به آمریکا رفت و با سرخپوستان قبیله سو (12) و کرو (13) در داکوتاى جنوبى و فونتانا ملاقات کرد.ملاقات دوم در 1963 بود.او و همسرش به عنوان اعضاى قبیله سو پذیرفته شدند و با برخى از مراجع معتبر و مهم سنتى، که على‏رغم همه حوادث غمبارى که بر آنان گذشته بود در میان سرخپوستان آمریکا باقى مانده بودند، تماس پیدا کردند.عشق ویژه شوان به جهان سرخپوستان سنتى آمریکا نه تنها در بیان نافذش از تعالیم مابعدالطبیعى و جهان‏شناسانه آنان منعکس است، بلکه در نقاشى‏هایش که زیبایى بى‏نظیرى دارد و اکثر آنها درباره سرخپوستان آمریکاست هم دیده مى‏شود.


به نظر مى‏رسد که این دیدارها از امریکا پیش‏درآمد آخرین مرحله زندگى شوان بوده است.زیرا در 1981 به آمریکا مهاجرت کرد.شوان در آمریکا به فعالیت‏هایش در زمینه فکرى و هنرى ادامه داد.از هنگامى که ساکن آمریکا شد آثار عمده متعددى از قلمش تراوید، در عین حال که فعالیتش را به عنوان نقاش ادامه داد.او علاوه بر زبان آلمانى که زبان مادرى اوست‏با زبانهاى فرانسه، انگلیسى، عربى و سانسکریت آشنایى کامل داشت و آثار خود را به سه زبان آلمانى، فرانسه و انگلیسى نگاشته است.


اولین اثر شوان، کتاب «وحدت متعالى ادیان‏» آغازگر مسیر مشخص او در حکمت الهى است که در 1948 در پاریس و در 1953 در لندن و سپس به شش زبان دیگر در مناطق مختلف جهان منتشر شد.این کتاب در واقع‏نمایانگر اصول تفکر وى در باب ادیان و شاهکارى بى‏نظیر در این باب است.مهم‏ترین آثار او پس از کتاب وحدت متعالى ادیان، عبارتند از: چشم دل (14) (1950) عرصه‏هاى روحانى و امور انسانى (15) (1953) طبقات و نژادها (16) (1957) راههاى معرفت‏یا عرفان: حکمت الهى (17) (1957) مواقف حکمت (18) (1958) (1959) فهم اسلام (20) (1961) تصاویر روح (21) (1961) نظرى بر جهانهاى قدیم (22) (1965) به دنبال آیین بودا (23) (1968) ابعاد اسلام (24) (1969) منطق و تعالى (25) (1970) اسلام و حکمت‏خالده (26) (1976) صدف و گوهر تصوف (27) (1980).


شوان علاوه بر این کتابها، همکارى منظمى با دو نشریه «مطالعات سنتى (28) » و «مطالعاتى در مقایسه ادیان (29) » داشته است و متجاوز از بیست‏سال مقالات او در این نشریات چاپ مى‏شده‏اند.


فریتیوف شوان، که پس از درآمدن به دین اسلام نام شیخ عیسى نورالدین احمد را براى خود برگزید، در اولین ساعات صبح پنجم ماه مى 1998 در خانه‏اش در بلومینگتون (30) در ایالت ایندیاناى امریکا درگذشت و در جنگلى نزدیک محل اقامتش به خاک سپرده شد.


 http://www.al-shia.com/html/far/4khavar/moshref/frithjof.htm






.پی نوشت ها:



1.Schuon Frithjof .

2.Basle .

3.Alsas .

4.Sulamith .

5.Eckhart Meister .

6.Bhagavad- Gita .

7.Upanishads .

8.Rene Guenon .

9.Ephesus .

10....

11.Geneva .

12.Sioux .

13.Crow .

14.L|oeil du coeur .

15.Spiritual Perspectives and Human Facts .

16.Casts and Races .

17.Gnosis, Divine Wisdom .

18.Stations of Wisdom .

19.Language, of the Self .

20.Understanding Islam .

21.Images de L| esprit .

22.Light on the Ancient Worlds .

23.In Tracks of Buddhism .

24.Dimensions of Islam .

25.Logic andTranscendence

26.Islam and the perennial Philosophy .

27.Sufism, Veil and Quintessence .

28.Etudes Traditionells

29.Studies in Comparative Religion .

30.Bloomington .


 پرفسورگری (محمد) لگنهاوزن (فیلسوف و نویسنده بزرگ آمریکایی)


دکتر محمد (گرى) لگنهاوزن در سال (1953م) در یک خانواده مذهبى (کاتولیک) در شهر نیویورک متولد شد و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان کاتولیک گذراند.وى در دانشگاه ایالت نیویورک و پس از آن، در دانشگاه رایس، در رشته فلسفه به تحصیل پرداخت و موفق به اخذ مدرک دکترا شد.او هنگام تدریس در دانشگاه تگزاس جنوبى با دانشجویان مسلمان آشنا شد و بعد از تحقیق درباره اسلام، که تقریباً سه سال به طول انجامید، به آیین اسلام و مذهب تشیع گروید و انجمن دانشجویان مسلمان را در آن دانشگاه تشکیل داد.


وى درباره اسلام چنین مى گوید: ببینید وقتى من به اسلام و تشیع نگاه کردم این طور نبود که پاسخ تمامى سؤالاتم را در آنجا پیدا کردم.آن چیزى که در اسلام بیش‏تر از همه براى من جاذبه داشت، این بود که چقدر این دین از این نوع سؤالاتى که من در ذهن داشتم، استقبال مى‏کرد.من به راحتى مى‏توانستم افراد دیگرى را در این دین بیابم که با این مسائل درگیر بودند و تحقیقاتشان در راستاى پاسخ به همین سؤالات بود.این ویژگى یک احساس برادرى در من ایجاد مى‏کرد.من در اسلام با این مسئله روبرو نشدم که کسى بگوید اشکال شما این و جوابش هم این است.اصلاً این طور نبود.


براى مثال من سؤال مى‏کردم که از عدالت چه مى‏فهمید؟ بعضى از مسلمانان مى‏گفتند: در روایت داریم که امام على‏(ع) فرمودند: «عدالت بدان معناست که هر چیزى در جاى خودش باشد» من سؤال مى‏کردم که خوب این جمله یعنى چه؟ اصلاً جاى هر چیز کجاست؟ و....آنها پاسخ مى‏دادند که ما هم مى‏خواهیم بفهمیم که این حدیث به چه معنایى است؟ و چه ایده‏اى را مى‏توان از آن استخراج کرد.من فکر کردم که این روش تحقیقى خیلى خوبى است.یک نوع چارچوب کلى وجود دارد و محقیقین به دنبال پرکردن این چارچوب هستند.


آن چیزى که براى من در اسلام جاذبه داشت، آن بود که دعوت به تحقیقات بیش‏تر در تعالیم این دین وجود داشت و در این راه جواب آماده و حاضرى از قبل وجود نداشت.در مورد دین مسیحى، تجربه من این بود که چنین حالتى وجود نداشت و مسیحیت به سؤال‏ها اصلاً جهت نمى‏داد.آن‏هایى که سنتى بودند مى‏گفتند که جواب این سؤال‏ها داده شده و این پاسخ‏ها خیلى مشخص و روشن است. اما وقتى که با بچه‏هاى مسلمان بحث مى‏کردم، مى‏دیدم که این‏جا یک جهتى وجود دارد.آنها با بررسى روایات جهت پیدا مى‏کردند و به همین جهت مى‏دیدم که با بررسى بیش‏تر مسائل به پاسخ‏هاى روشن‏ترى مى‏رسند. از دیگر ادله اسلام اوردن او را می توان سرخوردگی او از مسیحیت محرف و خرافی و عقل ستیز فعلی شمرد. او خود می گوید که من ابتدا که جوابهای خود را در مسیحیت نیافتم و هیچ توجیه منطقی در تثلیث و سه خداپرستی نیافتم، بی دین و لائیک شدم و پس از آشنایی با تشیع توسط یکی از شاگردانم  و کار علمی وسیع چندساله به مکتب اهل البیت(علیهم السلام) راه یافتم. از آثار ارزشمند او می توان به ترجمه انگلیسی کتاب «آموزش فلسفه علامه مصباح یزدی» اشاره کرد که گام بزرگی در آشنایی غربیان با فلسفه صدرایی می باشد. او هم اکنون در موسسه آموزشی-پژوهشی امام خمینی(رحمه الله علیه) وابسته به حوزه علمیه قم، در کنار علامه مصباح یزدی، مشغول به تحقیق و تدریس می باشد.


http://www.al-shia.com/html/far/4khavar/moshref/legenhausen.htm

 شهید دکتر ادواردو آنیلى (هشام مهدی عزیز      (Edoardo Agnelli


ادواردو آنیلى در 6 ژوئن 1954 م در کلینیکى در شهر نیویورک به دنیا آمد پدرش سناتور جیووانى آنیلى مالک گروه کارخانه هاى فیات و مادرش پرنسس مارال از شاهزاده هاى خاندان کارلوچى است .آنیلیها یکى از خانوادهاى قدیمى ایتالیا محسوب مى شوند و صاحب امتیاز کمپانى فیات و باشگاه یوونتوس و دهها شرکت دیگر مى باشند .او تحصیلات ابتدایى را در مدرسه سن جوزمى توریتو طى کرد سپس به کالج آتلانتیک در انگلستان رفت و پس از آن تحصیلاتش را در رشته ادیان و فلسفه شرق در دانشگاه پرنیستون ایالات متحده ادامه داد و با اخذ درجه دکترا فارغ التحصیل شد.


دکتر حسین عبد اللهى فارغ التحصیل پلیتکنیک ایتالیا بهترین دوست وى درباره او مى گوید:ادواردو از بیست سالگى اسلام را شناخته بود و به تمامى ادیان آشنایى کامل داشت و درباره همه آنها تحقیق و مطالعه کرده بود.و از جمله افرادى بود که از منبع قدرت وارد اسلام شد و در این راه از طرف خانواده آنیلى با محرومیتها، تهدیدها و تحقیرهاى فراوانى مواجه شد.


ادواردو شیعه شدنش را اینچنین تعریف مى کرد:من وقتى بیست ساله بودم در نیویورک در کتابخانه قدم میزدم که چشمم به قرآن افتاد و شروع به مطالعه کردم و در همان جا احساس کردم که این کلمات نورانى است و نمیتواند گفته بشر باشد و پس از مطالعه هاى مکرر به آن ایمان آوردم .او پس از شیعه شدن اسم خود را به هشام عزیز تغییرداد.دوستانش مى گویند او چنان با قرآن مأنوس شده بود که در نیمه هاى شب با یک شمع به مطالعه قرآن مى پرداخت.وى در اواخر عمر خود تمایل شدیدى براى آمدن به ایران داشت و معتقد بود با آموختن قرآن و زبان عربى در شهر قم مفاهیم قرآنى را بهتر درک خواهد نمود.


جسد بى جان او را در روز پنجشنبه 15 نوامبر 2000 م ساعت 30/10 صبح در بزرگراه تورینو ساوونا زیر پل فرانکو رومانو پیدا نمودند و در روستاى ویلار پروزا (Villar Perosa) در مقبره خانوادگى آنیلى به خاک سپرده شد.یهودیان صهیونیست برای تصاحب ثروت شصت میلیارد دلاری پدرش او را شهید کردند و پس از مرگِ پدر ادواردو، ثروت کلانش به نوه دختری اش که از داماد یهودی خانواده بود، رسید.


http://www.al-shia.com/html/far/4khavar/moshref/moshref7.htm


 پروفسور خالد بلانکین شیپ(از اعضای سابق کلیسای پروتستان امریکا)


پروفسور خالد بلانکین شیپ تا سال (1973م) عضو کلیساى پروتستان در آمریکا بود و در این سال به دین مبین اسلام مشرف شد وى در سال (1983م) فوق لیسانس خود را در رشته تاریخ اسلامى از دانشگاه قاهره دریافت کرد و در سال (1988م) توانست در رشته تاریخ که یکى از رشته هاى خاورشناسى است از دانشگاه واشنگتن نائل به درجه پرفسورى PH.D شود .او در بخش ادیان دانشگاه تمپل آمریکا عضو افتخارى بوده و به همراه پروفسور محمود ایوب که سمت استادى در آن دانشگاه دارد دپارتمانى را با نام ادیان شناسى تأسیس نموده اند که درزمینه حدیث، فقه، تاریخ و سیره پیامبران براى دانشجویان تدریس می کنند .او درباره اسلام مى گوید: گسترش اسلام بسیار مهم است، زیرا اسلام دینى است که رستگارى دیگران را نیز مى خواهد .


http://www.al-shia.com/html/far/4khavar/moshref/moshref4.htm


 خانم پروفسور ایوادو ویتراى میروویچ(از اشراف زادگان فرانسه)


پدر پروفسور میروویچ از اشراف زادگان فرانسه و مادر او اصالتاً اسکاتلندى است وى موفق به اخذ لیسانس حقوق و سپس دکتراى ادبیات از دانشگاه سوربن شده و رساله ى دکتراى او در باره «جلال الدین رومى و روابط روحانیت و شعر در جهان اسلام» بوده است.ایشان در سال 1963 به اسلام گرویدند و از موقعیت شایسته اى در محافل دانشگاهى فرانسه و به طور کلى در سطح غرب برخوردار بود.آشنایى نزدیک وی با جهان اسلام، از هنگامى است که او در فواصل سالهاى 1973 - 1969 به تدریس در دانشگاه الازهر پرداخت و سخنرانى هایى نیز در اغلب کشورهاى عربى از جمله کویت در سال 1971 ایراد نمود.
استاد میروویچ در باره نخستین آشنایى خود با اسلام و مسلمان شدنش از طریق کتاب هاى اقبال لاهورى خصوصا کتاب «تجدید ساختار تفکر دینى در اسلام» و تأثیر فلسفه پس از مدتها جست و جو و ناکامى در ادیان مختلف گمشده خود را در این فلسفه یافتم چرا که نگرشى شمولى به جهان و بشریت داشت و این ویژگى فلسفه اقبال و ماهیت جهان شمولى آن است .....ماهیت اسلام به تدریج برایم به عنوان حقیقت نخستین مجسم گردید و موجب شد تا پس از سه الى چهار سال فراگیرى زبان فارسی، شناخت اسلامى ام افزیش یابد.از آثار او مى توان کتاب "چهره دیگر اسلام" را نام برد.


http://www.al-shia.com/html/far/4khavar/moshref/vitrai.htm


 فلورز(از کشیش های بلند مرتبه مسیحی)


این مرد بزرگ که دین اسلام و مذهب شیعه را پذیرفته است مى گوید: عاملى که مرا به ترک دین غربى خودم یعنى ارتدوکس و پذیرفتن یک دین شرقى یعنى اسلام فراخواند، زاییده عواطف و احساسات نبوده بلکه نتیجه مراجعات تفصیلى، تفکر عمیق و اجابت نیایش ها و مطالباتم از جانب خداوند بوده است.من از آن دست جوانانى که در آرزوها و عوالم خیالات و اوهام زندگى مى کنند نبوده ام بلکه با گذراندن دنیایى از تجربه به سن کهولت رسیده ام و بعد از انتصابم به مقام کشیشى مشاغل مربوط به کلیسا را رها کرده و وقتم را به مراجعه بیماران و معالجه ایشان گذراندم و در این دوره هم فرصتى براى وقوف بر اعمال فرقه ارتودوکس و سایر فرقه ها داشتم که با کمال تاسف غیر از ریا و عقائید خرافى محض چیزى ندیدم.


بنابراین، توسعه دین اسلام و صحت طبیعى و واقعى روش مسلمانان اثر نهائى خود را براى تصمیم جازم من بر پذیرفتن این دین گذاشت و من مصمم شدم که تمام عاداتم به دین مسیحیت غربى را قطع کنم و اکنون تنها هدفى که در زندگى مرا به خود متوجه کرده است، توفیق یافتن بر خدمت رسانى در راه خداوند یکتا که مرا به ایمان موفق کرد بوده،و آرزویم سعى وافر در راه اسلام و مسلمانان به کمک الهى است.مرا خدمت گزارى کوچک در راه هدف پاک و بلند برادرى انسان ها در سایه ایمان به خداوند تعالى و در خدمت بشریت و زندگى اجتماعى بودن، به حساب آورید .من اینجا اعلام مى کنم که در این کارم هیچ اکراهى و یا نفوذى و یا فشار خارجى وجود نداشته و این تصمیم در کمال آزادى و اراده شخصى من بوده است.او قبل از این که به اسلام بپیوندد کشیش بوده است و پس از گرویدن به اسلام کتابى نگاشته و به رئیس سازمان شیعه امامیه در لندن جناب سید مهدى خراسانى ارسال مى دارد .


http://www.al-shia.com/html/far/4khavar/moshref/floz.htm


 لرد هدلى: